عالمه بی معلمه
بسم الله
یه دوره ای بود
با خودم میگفتم
چرا مثلا فلان عالم که خیلی هم سواد داره
راجب فلان موضوع که ذهن آدمهای مثل من و در گیر کرده حرف نمیزنه
البته گاهی اوقات جوابمو گرفتم
هم توی حرفهای همون عالم و اشخاص دیگه
ولی خب منظورم جواب به صورت مستقیم بود
با نوشتن این متن یاد یک جمله از رائفی پور افتادم
که توی بعضی موارد
که مثلا اشخاصی مثل من منتظر حرفهای صریح رهبر بودن
راجب بعضی موارد
برای روشن شدن راهشون و تفکیک درست از غلط
رائفی پور خیلی جالب میگفت
میگفت جامعه اسلامی نباید اونقدری شل کار کنه
که امام جامعه دیگه خودش بیاد وسط
البته اگر اشتباه نکن مزمون حرف این بود
و نظر خود من هم الان همینه
اشخاص درجات مختلفی دارند و درک های متفاوت و سواد و شعور متفاوت
من جواب و باید از منبری محلمون بگیرم
منبری از اساتید حوزه
استادی حوزه از مراجع
مراجع از جمع بندی نظرات گذشتگان و تحلیل خودشون
حالا با درسته این مرتبه بندی که الان گفتم کاری ندارم
لپه کلام اینکه
اون عالم وقت و یادش باید خرج اون طلبه یا اون شخصی که دنبال یاد گرفتن و درک اون علمه خرج بشه
نه من نوعی که هنوز تو درک ابتداعیات دینم موندم
مثل همون حرم میمونی
سخنران هیئت محله ما میتونی جواب من و بده
پس نیازی به عالم نیست
در اصل اون عالم شاگردی و تربیت میکنه
که بشه در وسعت بیشتر جواب مردم و داد
شاید علم یک عالم برای یک شهر کافی باشه
و یک مورد دیگه ام اینکه
من نوعی اول باید با بسم الله یاد بگیرم
بعد برم انتظار جواب عالم و داشته باشم
گیریم عالم جواب من و داد
وقتی سواد و درک درست از اون موضوع نداشته باشم
جواب اون عالم هر چقدرم درست باشه نمیتونه دردی از من درمان کنه
پس باید اول زیر سازی کرد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم