میلاد با سعادت

میلاد با سعادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله

و میلاد امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب شیعه

مبارک باشه و دلتون خوش به خوشیه اهل بیت علیه السلام

لبتون خندون به لب‌های خندون اهل بیت علیه السلام

هفته پیش بود یا شاید کمی بیشتر از یک هفته

که گفتم مادر سادات حالشون خوب نیست

آخ بمیرم براشون

آقا جواد حیدری یه روضه دو خطی دارند :

دلتنگ شد خدا و تو را از زمین گرفت

یک فاطمه که در دو جهان بیشتر نداشت

عجب صبری خدا دارد

پوچ

برخورد های گزینشی

وقتی اطرافیان باهات گزینشی برخورد می‌کنند

یه دوست میشه مشاور اقتصادی

یه دوست میشه مشاور پزشکی

یکی برای تفریح

یکی برای درد دل

و . . .

اول اینکه اصلا حال و حوصله ندارم

یکم که روی اطرافیانم ریز میشم

البته زیادم نیاز به ریز شدن نیست

با یکم دقت میشه به همین نتیجه رسید

که هیچ کسی برات ارزش قائل نیست

و فقط و فقط دنبال استفاده کردن ازت هستند

و تا یکی شبیه به شمارو پیدا کنند خیلی راحت حذف میشی

"این متن شاید قسمت از پوچگرایم باشه"

یکی از جاهای که خیلی جالبه اینجا است که

اصلا دوست نداری وارد جمعشون بشی

شاید جمع گریزی دلیلش همین باشه

به زور و داستا های مختلف می‌برنت توی جمعشون

و شروع می‌کنند باهات بازی کردن

البته بعید میدونم خودشونم بفهمند دارند چیکار میکنند

احساس میکنم اونها خودشون وارد یک ماتریکس شدن

یه جریان و خط فکری و رفتاری که خودشونم اصلا حالیشون نیست

ولی خوب بلدن بازیت بدن

و خیلی راحت تر ازت رد بشن

و گاهی خیلی سخت تر اینکه متهمت میکنند

وارد بازیت میکنند

بازیت میدن

و آخر سر مقصر

میشه گفت این بازی توی افراد غریب خیلی مشخص

یعنی یک شخصی که تورو در یا جایگاهی میبینه

دنبال سوءاستفاده کردن است و این یک امری طبیعی

و در مرحله بعدی وارد بازی میشه به اسم اطرافیان

نهم ربیع‌الاول

روز نُهُم رَبیع‌ُالاول روز آغاز امامت امام مهدی(عج)، دوازدهمین امام شیعیان است. بنابر نقلی در این روز، عمر بن سعد از قاتلان امام حسین(ع) کشته‌ شد. گاه در این روز محافلی به نام‌های، عیدُ الزهرا و فَرْحَةُ الزهراء، به عنوان روز قتل عمر بن خطاب برگزار می‌شود. براساس گزارش‌های تاریخی، خلیفه دوم در ۲۷ ذی‌الحجه به‌دست ابولؤلؤ، ضربت خورد و سه روز بعد کشته شد. مراجع تقلید و عالمان دینی شیعه، برپایی مجالسی را که در آن اهانت به مقدسات و بزرگان دینی اهل سنت می‌شود، جایز نمی‌دانند.

منبع ویکی شیعه

عجیب

یعنی پی گیر تر از خودم ندیدم

اونقدر که این وبلاگ و چک میکنم

خودم و چک نمیکنم

جالبیش اینه هنوزم امیدوارم

ولی امید بی جا : )

البته تو زندگی شخصیمم فکر کنم همینجوری باشم

یعنی با دید مثبت به همه چی نگاه میکنم

با دید اینکه همه خوب هستن

تا اینکه خلافش ثابت بشه

البته تا وقتی که یکی اسرار به این داشته باشه که از چشمم بیفته

با این حال فقط بهش بی اهمیتی میکنم

سلام و علیکم و دارم ولی نه مثل سابق سرد

یه چیزه دیگه

اگر همین آدم که این جوری شده

دو کلمه باهام حرف بزنه بازم خام میشم

تاحالا شاید پیش نیومده باشه

ولی این و از خود میدونم که زود خام میشم

پی نویس:

یادم باشه یه متن از فاز گرفتنام بنویسم

از مواقعی که پوچ میشم

و همه چی برام بدون رنگ میشه

فعلا بماند

مادر سادات

مادر سادات در بستر بیماری تشریف دارن

مادر بنده هم در بستر بیماری تشریف دارن

مادر بنده هم سادات هستن

لطفا دعاء بفرمایید به حق مادرشون حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

خدا شفاشون بده

آقا وحید خراسانی جای میفرمودند :

سه روز بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هجوم بردن به

خانه و در را آتش زدن و حضرت زهرا سلام الله علیها مجروح شدن

و این جراحت سخت تا نود و پنج روز همراهشون بود

البته جای هم آیت الله حامد کاشانی میگفتن :

ما توی تحقیقاتمون به همچین چیزی نرسیدیم

البته منظور سه روز بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

رو میگفتن و البته خودشونم به احترام میگفتن که ما احترام میذاریم

و در عزاداری عزیزان شرکت میکنیم ولی برای ما ثابت نشد

در هر صورت مادر سادات مجروح شدن

فرزندشون سقط شدن

امام علی علیه السلام را با آن شرایط برای بیعت بردن

و مادر سادات با همان جراحت از دنیا رفتن

حرف و عمل

ما از دست اطرافیانمون ناراحت نمیشیم
ما از دست خودمون ناراحت میشیم
که نمیتونیم هدف خودمونو پیش ببریم

بله خب اینجوریاست دیگه
وقتی تلاش می‌کنیم حرف خودمون و به کرسی بشونیم و نتیجه نمیگیریم زودی از طرف مقابل ناراحت میشیم که چرا حرف مارو گوش نکرد یا تایید نکرد در صورتی که به نظر من ما از دست خودمون ناراحتیم و دنبال یکی میگردیم تا گردن اون بندازیم
حاجی میگفت : که حاجیشون میگفت :
که چرا وقتی با کسی صحبت میکنی رگ گردنت میزنه بیرون ؟!
خب راست میگه ما میخواهیم حرفهامون و زوری پیش ببریم در صورتی که ما ماموریم به عمل نه نتیجه من باید کار خودم و انجام بدم نتیجه چی میشه دیگه ربطی به من نداره و طرف قبول بکنه یا نه ربطی به من نداره من تلاشم و کردم و مطلبم و انتقال دادم
حالا یه موقع هست من نمیتونم خوب مطلب و برسونم یه موقعم هست که طرف مقابل آمادگی دریافت اون مطلب و نداره
نکنه ما میخواهیم خودمونو ثابت کنیم
تا جای اینکه یه سری مطالب و به دوستانمون بفهمونیم
جریان فهموندن تبدیل میشه به جریان ثابت کردن
آقا مجتبی تهرانی رحمت الله علیه میگفتن :
اگر میخواهی هم خودت رو از آتش جهنم حفظ کنی هم او را اول عملت رو اصلاح کن دوم او را متذکر شو
یک نکته درش هست و اون این است که اگر بگی و بعد خودت عمل نکنی فایده نداره اول خودت عمل کن اول خودت عمل کن اول خودت عمل کن
بعد متذکر شو به او

پی نویس :

احساس میکنم مطالبم و دارم تکراری مینویسم

یعنی هیچ اتفاق جدیدی و چالش جدیدی برام رخ نداد

و هنوز توی این چندتا چالش گذشته دارم دست و پا میزنم

اربعین

""برکت الحسین""

شاید من فقط از این زیارتی که رفتم همین و شنیدم

اول وقتی یه شربت میدادن و معلوم نبود چی بود

گفتم چیه :

فکر کنم طرف عرب بود

گفت : "برکت الحسین"

نمیدونم شایدم ایرانی بود

ولی خیلی برام جالب بود و تو ذهنم نشست

"برکت الحسین"

یک بارم این جملرو شنیدم توی مسیر

وبرام خیلی جالب بود

تمام این سفر به برکت امام حسین علیه السلام

و شاید خود من کمتر به این توجه کردم

و خیلی ساده از کنارشون رد میشم

ان شاءالله همیشه برکت امام حسین علیه السلام تو زنگیامون باشه

و خدا به مردم عراق برکت بده

هم به جونشون و هم به مالشون

و در راه امام حسین علیه السلام خدمت کنند

همین الانشم برکت امام حسین علیه السلام

وگرنه خود عراق حال و روز خوبی نداشت

خدا حال دل همرو خوب کنه

ان شاءالله با ظهور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف

اربعین حسینی

به گول حاجی:

به اشک چله گرفتم که محترم باشم

نشد که شب اربعین حرم باشم

خدا قسمت همه دوستان و دلتنگان حرم سیدالشهدا کنه

امسال قسمت شد تو پیاده روی نجف به کربلا شرکت کنیم

هر سال با صفاتر

ولی یک اتفاقی و تو خودم مشاهده کردم

و البته شاید تجربه بقیه دوستان هم باشه

تا وقتی اونجاایم و خیالمون راحت میشه که رسیدیم به طریق

دیگه خیلی چیزارو فراموش می‌کنیم

شده من خودم بعد از اینکه برگشتم ایران

تازه با خودم گفتم ای دل قافل چقدر کربلا رفتن و ساده گرفتیم

و هیچ استفاده ای نمیکنیم به غیر از اینکه حضور پیدا کنیم

توی این سیل جمعیت و عاشقان ابا عبدالله الحسین

و حسرت اینکه ای کاش بیشتر استفاده میکردم

و باز هم دلتنگی

تازه اومده بودم رادیو اربعین گوش میکردم

انگار اصلا نرفتم

دلتنگ شدم

و دوست داشتم برم

چه کنیم که درگیر زندگی شدیم

وگر نه با یک بار و دو بار کار ما راه نمیفته

به گول حاجی :

دوست دارم با علی همسایه باشم تا ابد

در نجف گم میشوم دیر مرا پیدا نکن