میخانه عشق

وحدت کرمانشاهی

یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری

می‌کند زین دو یکی در دل جانان اثری

خرم آن روز که از این قفس تن برهم

به هوای سر کویت بزنم بال و پری

در هوای تو به بی پا و سری شهره شدم

یافتم در سر کوی تو عجب پا و سری

آنچه خود داشتم اندر سر سوادی تو رفت

حالیا بر سر راهت منم و چشم تری

سال‌ها حلقه زدم بر در میخانه عشق

تا به روی دلم از غیب گشودند دری

هرکه در مزرع دل تخم محبت نفشاند

جز ندامت نبود عاقبت او را ثمری

خبر اهل خرابات مپرسید از من

زان که امروز من از خویش ندارم خبری

از همه چیز گذشتم که ببینم رخ دوست

وحدت آن روز که کردم سر گویش گذری

اهل حق

فکر کنم همه مردم دنیا یا اکثریت مردم دنیا اهل حق باشند

ولی تا معنی این حق و حقیقت چی باشد

یک قسمتی از صحبت های آیت الله بهجت رحمت الله علیه است

که می‌گفتند : اهل سنت ما هستیم نه اونای که میگن

ماایم که سنت پیغمبر را داریم انجام میدیم

بله البته که این اشاره ربطی به بحث سنی و شیعه نداره

فقط اشاره‌ای بود به معنی کلمات تفسیر و تعبیر

اونا میگن ما اهل سنت پیغمبر هستیم

ولی در اصل این شیعه است که داره سنت پیغمبر انجام میده

اهل حق و حقیقت هم همینه

خیلی هستن که دنبال حق و حقیقت هستن

ولی خب گروهی هستن که خودشونو اهل حق اعلام می‌کنند

ولی شاید اون معنای واقعی حقیقت رو رعایت نکنند

و فقط صرف اینکه چون خودشونو پیرو امام علی علیه السلام

میدونند فکر میکنند خودشون اهل حق هستن

یه شعری است نه میگن:

آنان که علی را خدای خود پندارند

کفرش به کنار عجب خدایی دارند

خب اگر واقعا گفته های امام علی علیه السلام و انجام بدهند

بله میشه این و گفت

ولی از شواهد چیزه دیگه ای پیدا میشه

برداشت های شخصی

که مطمعنا این برداشت ها توش خیلی اشتباهات است

خیلی انحرافات است

همینه خود شیعه چندین شاخه پیدا کرده

و همین طور ادیان دیگه خودش گویایی این حقیقت

که باعث شد ادیان به شاخه های مختلف تبدیل بشه

به قول بنده خدایی هر کی یه چیزی از خودش اضافه کرده

البته این مورد درباره زیارت عاشورا بود

ولی خب تو ابنجاام معنا پیدا میکنه

البته که ماام ادعای عالم بودن و دونستن نداریم

ولی خب میتونیم که راجبش صحبت کنیم

شهر زیبا

البته که نظرم بر اینکه شهر زیبا نیست

چون اعتقاد دادم روستا زیبا است

ولی خب با تمام زشتی‌های که داره

گاهی شهر هم زیبا میشه

چند شب پیش رفته بودم داخل شهر

البته شهر در شب

روز که فقط ترافیک و سر و صدا است

باز توی شب کمی زیبای است

داخل شهر اگر زیبایی هم دیده بشه

اون زیبای کاذب و یا بهتر بگم سراب

همین زیبای های کاذب بود که خیلی از روستایهارو کشوند سمت خودش

و خیلی از روستاهای زیبارو تبدیل کرده به شهرهای زیبا

ولی نه اون زیبای اصیل

بلکه زیبای که فقط یک سراب

و تنها باعث سردرگمی میشه

ولی از حق نگذریم

شبها خیلی زیبا هستن

حتی از شهر ها

وقتی که بچه بودم

دیشب یک بار دیگه یادم افتاد

اگر اشتباه نکنم یک بار نوشته بودم

راجب بچگیم

شایدم نوشتم و پاک کردم : )

دلی تا اونجای که یادمه بچه بودم

کلاس اول ابتدایی

اسم معلممون طوبی بود؟

حالا موضوع چیز دیگه اب ایت نه اسم معلم

کلاس شلوغ بود

و همه داشتن شلوغ میکردن

و اگر اشتباه نکنم من گریه کردم

و خانوم طوبی اومد گفت چرا گریه میکنی؟

و من گفتم بچها شلوغ میکنن

داستان تمام

از همون موقع روی نظم و نظام حساس بودم در این حد

الان که چندتا بچه تو هیئت میان و شلوغ میکنن

البته با همشون دوست هستم

ولی وقتی شلوغ میکنن و حرف گوش نمیکنن

اعصابم میریز بهم

اون سری بهشون گفتم توی هیئت من برای روضه گریه نمیکنم

از دست شما گریه میکنم 😅

بچه های خوبی هستن

ولی واقعا بعضی وقتا اصلا حرف تو سرشون نمیر

باید با جدیت باهاتون حرف بزنم که منم بلد نیستم

البته چند بار باهاشون جدی شدم

ولی خب جذبه من در اصل یخم آب نمیکنه