سلام

شما بگین یه دوست به چه دردی می خوره؟

یا کسی که بهش می گی داداش یا آبجی؟

یا کسی که تنهایتونو باهاش پر می کنین؟

یا کسی که باهاش درد دل می کنی؟

یا کسی که بهش اطمینان دارین؟

یا کسی که محرم اسرارتونه؟

بابا مگه غیر اینه که وقتی آدم از جای از کسی یا از چیزی حالش گرفته

می شه میره پیش اون؟

مگه غیر اینه؟

خب دوستم باید تو همین شرایط به فریاد همون رفیقش

یا داداشش یا آبجیش برسه دیگه مگه غیر اینه؟

خب پس یکم صبر کنو به حرف رفیقت یا داداشت یا آبجیت گوش کن

بهش احترام بزار

می دونی آدم تو عصبانیت فکر می کنه کاری که می کنه درسته

البته اصلا تو عصبانیت فکر نمی کنه این ذات آدمیزاده

پس خواهش می کنم یکم صبر کن تا عصبانیتت بخوابه

بعد تصمیم بگیر

ببین خیلی زود دیر میشه ها

خدای نکرده یه کاری می کنی که بعدا می زنی تو سره خودت

که چرا این کارو انجام دادی

پس یکم صبر کن

یکم فکر کن

یکم به حرف دوستات گوش بده

یکم یکم یکم فقط یکم

بابا چرا دوست داریم فقط حرف خودمون باشه

یکم از خودمون بگذریم

یکم سختی بکشیم برای دیگران

یکم سختی بکشم برای خودمون

بابا مگه چند سال زنده ام که باید همش از شرایط زندگیم فرار کنم

بابا به خدا راست می گن شنیدن صدای دهل از دور خوش است

باور کن هیچی نیست هیچی

همه جا همینه همینه همینه                        همین

یکم صبوری فقط همین

خواهش می کنم