می گذرد رهگذر از کوچه ها

 

یادش بخیر چقدر خوب می خوند

و چقدر دقیق می گفت

که میگذرد

البته که همه رهگذر نیستن

ولی این و باید قبول کرد که همه چی میگذرد

ای کاش می شد بعضی از روزهارو دوباره زندگی کرد

دوباره گذروند

 

همین الان یکی تو گوشم گفت :

چون از زمان حال راضی نیستی

همش دوست داری گریزی به گذشته بزنی

 

نه اینکه راضی نباشم خدارو شکر

ولی روزگاری بود که بیشتر خوش می گذشت

 

فرهاد می گفت:

آن روزها غم بود اما کم بود

یا اینکه می گفت :

وقتی که من بچه بودم

پرواز یک بادبادک

می بردت از بام های سحر خیزی ی پلک

تا نارنجزاران خورشید

 

بله یک ذوقی بود

که الان کمتر احساس می شه

یا شاید تغییر کرده

در کل میگذرد

حتی همین حالا زمان در حال گذر است