بانوی گیسو حنایی
تو را دوست دارم چون لحظه شوق
در گشودن هدیه ای که نمی دانم چیست.
دوستت دارم
چون غوغای درون و لرزش دست و دل در آستانه دیداری
دوستت دارم
چون گفتن شکر خدا زنده ام
گفتی: اگر تو را از دست دهم خواهم مرد.
نه تو زنده می مانی
یاد من چون دود سپیدی در باد محو خواهد شد
وتو خواهی ماند
بانوی گیسو حنایی ام
بانوی قلب من
عمر اندوه در قرن ما یکسال بیشتر نیست.
فرهاد مهراد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۱۹ ب.ظ توسط نامدار
|
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم