نوشت کسی که کس نبود
تنها ازش بودن را خواستم
نمی دانم شاید زیاد بود
شایدم کسی دیگر چشم براهش مانده بود
فقط خواستم به یادم باشد
ولی احساسم گفت نبود
شایدم بود و من درکش نکردم
آه ای خدا فقط فریاد می خواهم
همین
چیزه زیادی نیست
شایدم باشد چون منکه خدا نیستم که بدانم
ولی ای کاش مرا رهایم نکنی
چون می ترسم
نه از تنهای
از بی تو بودن است
شاید بدون تو بلای سر خود بیاورم(ای کاش تنهای را درک می کردیم)
چه زیباست تنهای
+ نوشته شده در جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۵۳ ق.ظ توسط نامدار
|
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم