بسم الله

صاحب مال ، قیمت مال را میداند. خدا یک موی سر مؤمن را به همه ی عالم نمیفروشد. شما قیمت خودتان را نمیدانید ، لذا گاهی اوقات خودتان را ارزان میفروشید. بهلول الاغ لنگی داشت آن را به حراجی داد تا بفروشد. حراجی شروع به تبلیغات کرد که این الاغ نیست ، بلکه براق است و همان مرکبی است که پیامبر اکرم صلی لله علیه و آله با آن به معراج رفتند. آنقدر از آن الاغ تعریف کرد که خود بهلول باورش شد و دید حیف است آن را بفروشد؛ لذا فریاد زد نمیفروشم ، نمیفروشم و حق الزّحمه ی حراجی را داد و الاغ را پس گرفت. بدن مؤمن به راستی براق است و با آن عبادت میکند و به معراج میرود. هر چه خدا و اولیاي خدا میگویند تو خوبی و با ارزشی ، تو باور نمیکنی و خودت را بد و کم ارزش میدانی. مشکل در باور خودت است. شخصی که خود را فقیر و بد میپندارد خود را ارزان میفروشد، اگر کسی پیدا شود که بتواند برای او حق مطلب را در توصیف ارزش و بزرگی یک دوست اهل بیت ادا کند و آن شخص هم آن را باور کند، دیگر حاضر نخواهد شد آن را در قبال متاع کم ارزش دنیا بفروشد. ما مصنوع خدا و ائمه هستیم. آنها به کار خودشان ایمان دارند، بیایید ما هم به خودمان ایمان بیاوریم.